براي دل من آغاز هر بهار يعني آغاز يك حس سوزان يخ زده،
يعني آغاز بي تابي هاي خالي از علت،
يعني آغاز ترديد هاي بيقرار و بيقراري هاي ترديد،
بهار دل من دو رنگ است،گاه آنچنان سفيد كه چشمهايم را كور مي كند و
گاه آنقدر سياه كه حتي يك گام ديگر نمي توان برداشت…
ديدگانم را با اشك مي شويم،
چرا كه تو قدم بر آنها خواهي گذاشت...
يك سال انتظار براي يك لحظه ديدن تو،
چه انتظار موهومي...