تبليغاتX
عاشقانه تا سحر

من همیشه با توام

 

ولی چرا همیشه فقط بی مهری های تو با من است؟!

 

هیچگاه وجود گرمت را در کنار خود احساس نمی کنم...

 

اما رویایت همواره با من است ، خیالت همیشه در کنارم است!

 

با رویایت زنده ام ، با خیالت زندگی می کنم،

 

با رویایت حرف می زنم ، دوستش می دارم و او نیز دوستم می دارد.

 

اما اضطراب لحظه ای رهایم نمی کند...

 

نکند بودن من با رویایت بی وفایی به تو باشد...؟

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/10/20ساعت 3 قبل از ظهر  توسط ر  | 

به سر آمد پاییز

 

کاش میشد که بدانم

 

که چرا

 

دل من

 

همچنان پاییزی ست!

 

که چرا دیده ی من

 

همچنان بارانی ست!

 

که چرا این شب بی مهری تو

 

اینچنین طولانی ست!

 

که چرا عشق من آن قلب ترا

 

همچنان بی معنی ست!

 

همه روز و همه شب می گریم

 

ولی انگار برایت

 

همه این اشک

 

همچنان نا مریی ست!

 

دوریت کُشت مرا،

 

عشق تو سوزاند مرا،

 

پس چرا همره من در شب تاریک

 

فقط تنهایی ست؟!

 

به سر آمد پاییز

 

دور شد فصل خزان

 

اما...

 

دل من همچنان پاییزی ست!

 

دل من جز ز خزان

 

فصل دگر را نمی آرَد در یاد

 

دل من پاییزی ست ...

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/10/01ساعت 12 بعد از ظهر  توسط ر  |